
«ایوب نیکونهاد» عضو هیئت علمی دانشگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا (ص) در گفتوگو با خبرنگار تابناک در استان کرمانشاه با اشاره به چشمانداز منازعه ایران و ایالات متحده آمریکا پس از جنگ تحمیلی سوم، اظهار کرد: نقطه آغاز خصومتها را کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است که متعاقب آن و با انقلاب اسلامی تحرکات مختلف آمریکا از جمله اعمال تحریمها، دخالت مستقیم در جنگ تحمیلی، شلیک ناو آمریکایی به هواپیمای مسافری ایرانایر (پرواز ۶۵۵) و عملیات آخوندک (برخورد ناو آمریکایی با مین در خلیج فارس و درگیری با ناوگان دریایی ایران) نقاط عطف تعمیق تنش در روابط دو کشور شکل گرفت.
وی افزود: دهه ۷۰ دوره دشمنتراشی جدید آمریکا از ایران پس از فروپاشی شوروی برای تثبیت حضور خود در خاورمیانه است، در این دهه تصویب قانون «داماتو» و سپس پرونده هستهای ایران به عنوان پیشرانهای جدید منازعه اضافه شدند، اتهامزنی آمریکاییها علیه ایران در قضایایی نظیر انفجار مرکز یهودیان آرژانتین و ترور مخالفان در اروپا اشاره کرد که این اتهام زنیها و اعمال فشار بر طرفهای اروپایی از سوی آمریکا منجر به فراخوانده شدن سفرای اروپایی از تهران در دهه ۷۰ شمسی شد.
عضو هیات علمی دانشگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا(ث) با اشاره به حادثه ۱۱ سپتامبر تصریح کرد: این رویداد نه تنها مسائل منطقهای، بلکه نظام بینالملل را تحت تأثیر قرار داد. آمریکاییها پس از آن، فرصت را برای تثبیت نظم یکجانبهگرایانه خود در خاورمیانه مهیا دیدند و لشکرکشی به افغانستان و عراق در ظاهر برای مبارزه با تروریسم و سلاح کشتار جمعی ولی در باطن با هدف اصلی مهار ایران را آغاز کردند، در تحولات اخیر ترامپ رسماً چندین بار اذعان کرده که با حمایت و مشارکت مستقیم آمریکا، جنگ ۱۲ روزه علیه ایران را راهبری کرده و مراکز هستهای نطنز و فردو را بمباران کرده و هشت ماه بعد، در ۹ اسفند، جنگ دیگری به ایران تحمیل کرده که این مساله نشانه مسئولیت ناپذیری دولت ایالات متحده آمریکا و نقض قواعد صلح بین المللی است.
وی با تشریح زمینههای جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) بیان کرد : آمریکا این جنگ با محوریت فروپاشی نظام سیاسی ایران، تخریب توان نظامی، دفاع هوایی و موشکی ایران آغاز کرد، برآوردهای غلط نظامی صهیونیستها و آژانسهای اطلاعاتی آمریکا که به ترامپ القا میشد، حاکی از آن بود که توان نظامی ایران بهویژه در حوزه آفندی و پدافند هوایی در جنگ ۱۲ روزه به شدت تضعیف شده و زمان مناسبی برای پایان دادن به نظام سیاسی ایران فراهم شده است که واکنش مقتدرانه ایران و شکل گیری دفاع میهنی، اشتباه بودن این گزارهها را برای نظام سیاستگذاری آمریکاییها و صهیونیستها اثبات کرد.
نیکونهاد هستهای شدن منازعه را از دیگر پیشرانهای تداوم و تعمیق منازعه بین دو کشور دانست و خاطرنشان کرد: آمریکاییها با زورگویی به دنبال سلب ایران از حق غنیسازی صلح آمیز هستند، در حالی که ایران عضو NPT است و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها پایبندی ایران به صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای را راستیآزمایی کرده و طبق اذعان آژانس، برنامه هستهای ایران هیچ گاه سمت و سوی نظامی نداشته است. آمریکاییها مقصر اصلی بحران هستهای ایران هستند و پس از خروج آمریکا از برجام و به جهت دفاع از حقوق و منافع کشور بود که ایران مطابق قانون مجلس، غنیسازی را تا ۶۰ درصد افزایش داد که اکنون به یکی از محورهای اصلی منازعه تبدیل شده است.
وی با اشاره به سه سناریوی اصلی شامل «مصالحه و سازش»، «بازگشت به درگیری» و «رها کردن بحران به شکل فعلی» افزود: دستیابی به سناریوی مصالحه و سازش بسیار دشوار است، چراکه مستلزم کنترل متغیرهای بحران، تغییر نگرش آمریکاییها به دیپلماسی به معنای پرهیز از تمامیت خواهی و همراهی تمام ارکان نظام بهویژه در داخل ایران است، حتی در صورت وقوع مصالحه مقطعی و کوتاهمدت، این به معنای پایان درگیری نیست و زخمهای بحران در صورتی که بنیادی حل و فصل نشوند که حل آنها هم به آسانی نیست دوباره سر باز خواهند کرد.
عضو هیات علمی دانشگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء (ص) تشریح کرد: تجربه جنگ هشتساله و آتشبس بخشی از جنگ بود، در آن دوره نیز توافقهای کوتاهمدتی برای توقف نبرد داشتیم، اما مجدداً جنگ آغاز میشد. اکنون نیز هر لحظه احتمال ازسرگیری درگیری وجود دارد و با توجه به رویکرد زیادهخواهانه آمریکاییها و امتناع از پذیرش حقوق ایران، بازگشت به جنگ قویتر از سناریوی مصالحه ارزیابی میشود، در زمینه سناریوی سوم یعنی پایان دادن به بحران به شکل فعلی و بازگشت به سیاست مهار اقتصادی به پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴، در شرایط کنونی متغیرهایی مانند محاصره دریایی و مسئله تنگه هرمز اضافه شده که حلوفصل آنها بهسادگی برای طرفین امکانپذیر نیست.
وی با اشاره به فقدان یک استراتژی قابل قبول برای خروج از بنبست مذاکراتی ادامه داد: انتظار معجزه با توجه به رویکرد آمریکاییها و نگاه آنان به دیپلماسی بسیار سخت است. گرچه به نفع ما و منطقه خاورمیانه است که از منازعه جدید جلوگیری کنیم، اما واقعیت آن است که شواهد حکایت از احتمال قویتر بازگشت به جنگ دارد، علیرغم همکاری و هماهنگی بین آمریکا و رژیم صهیونی، آمریکاییها در جنگ تحمیلی سوم نتوانستهاند بههیچ یک از اهداف مورد نظر خود دست پیدا کنند و به نظر میرسد تا زمانی که اهداف قابل قبولی به دست نیاورند، آمریکا از مسئله هستهای ایران عقبنشینی نخواهد کرد چرا که عقب نشینی در این وضعیت موجب بی حیثیتی بیشتر آمریکاییها خواهد شد.
نیکونهاد، فقدان حمایت جدی روسیه و چین از ایران را یکی دیگر از پیشرانهای مؤثر در آینده منازعه دانست و افزود: روسها و چینیها موضعی محتاطانه در بحران فعلی دارند و حاضر به هزینهدهی مستقیم بر سر مسئله ایران نیستند و در زمان مناسب به جهت کسب پرستیژ یا منافع، صرفاً در نقش میانجیگر وارد میشوند.
وی با بیان اینکه اولویت اصلی چین همواره منافع اقتصادی است، یادآور شد: چین با وجود حمایتهای دیپلماتیک از ایران در مجامع جهانی، اما همزمان از آزادی دریانوردی در تنگه هرمز حمایت میکند و خواهان پایبندی ایران به قواعد بینالمللی در عرصه دریانوردی است.
عضو هیات علمی دانشگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء (ص) با بیان اینکه ایران، هم هیچگاه انتظار مداخله نظامی چین یا روسیه به نفع خود را نداشته و ندارد؛ در عین حال این یک واقعیت مسلّم است که در منازعات بزرگ کشورهای صاحب فناوری از بیاعتباری فناوری خود در میدان نبرد و آشکار شدن نقاط ضعف آنها نیز هراس دارند،اضافه کرد: روسیه نیز به دلیل ملاحظات نظامی و امنیتی و فرسایشی شدن جنگ اوکراین و احیانا هموار کردن راه خروج از بحران خودساخته در اوکراین، نگاه احتیاط آمیزی به منازعه جدید خاورمیانه دارد و تنها پشتیبانی دیپلماتیک در مجامع بینالمللی آن هم بر اساس منافع خود به ایران ارائه میدهد.
وی تأکید کرد: به نظر من ،برنده قطعی این منازعات چین است. چین بدون دیدن هیچ آسیب سیاسی و نظامی، از بحران بهرهبرداری اقتصادی، سیاسی و حتی دیپلماسی عمومی کرده است. چینیها همچون ناظری در زورخانه نظام بینالملل منتظر نتیجه بحرانهای فعلی هستند؛ چه ایران تضعیف شود چه آمریکا، مسئله به نفع چین تمام میشود. اظهارنظرهای غیرکارشناسی در رسانه ملی و فضای مجازی از سوی نمایندگان و شخصیتهای صاحب تریبون، راه را برای دیپلماسی سختتر میکند.
نیکونهاد، همچنین گفت: باید از تصمیمات سیاست خارجی که در سطوح عالی نظام مانند شورای عالی امنیت ملی اتخاذ میشود حمایت کرد و اعتماد عمومی به دیپلماتها و تیم مذاکره کننده کنونی برای چانهزنی منطقی جهت تامین منافع عمومی یک مسئله ضروری است. متأسفانه گاهی خطقرمزهای عمومیشده، امکان تعدیل منافع را از دیپلماسی سلب میکند.
انتهای پیام/